السيد الخميني ( مترجم : فهرى )

شرح دعاى سحر 44

شرح دعاى سحر ( فارسى )

بر درگاه رب مطلق بار انداخت . پس گذشتن از منزلهاى حواس و خيالات و تعقلات ( و پشت سر نهادن عوالم حس و خيال و عقل ) و تجاوز از سراى فريب به سوى هدف آخرين ، و متحقق شدن به نفى صفات و رسوم و جهات به تحقق عينى و علمي ، امكان ندارد مگر پس از آنكه از مراحل برزخى متوسط ، كه عبارت است از برزخهاى سافله و عاليه ، بگذرد و به عالم آخرت قدم گذاشته و از آنجا به عالم أسماء و صفات وارد شود ، و در آن عالم نيز از أسماء و صفاتى كه احاطهء آنها كمتر است شروع نموده و به أسماء و صفاتى كه احاطهء بيشتر دارند برسد ، و از أسماء و صفات محيطه به عالم الوهيت مطلقة نائل آمده و از آن به جهان احديت عين جمع ، و أصل شود و با وصول به اين جهان است كه همهء تجليات خلقيه و اسمائيه و صفاتيه در آن مستهلك گشته و همهء تعينات علمي و عينى در آن فانى خواهد شد . و به اين سير عرفانى اشاره نموده عارف رومى مولوى كه مى گويد : از جمادى مردم و نامى شدم وز نما مردم ز حيوان سر زدم مردم از حيوانى و انسان شدم از چه ترسم كى ز مردن كم شدم باز مى ميرم ز انسان و بشر پس بر آرم با ملايك بال و پر بار ديگر از ملك پرّان شوم آنچه اندر وهم نايد آن شوم پس عدم گردم عدم چون ارغنون گويدم كاّنا إليه راجعون اين است همان ظلوميّتى كه در آيهء شريفه به آن اشاره شده « كه همانا انسان ، ظلوم و جهول است » . و اين است مقام « اوُ أدُنى » آخرين مقامات انسانى بلكه در اينجا ديگر نه مقامى مى ماند و نه صاحب